سنگراخرالزمان ابهر
 
برای ظهور امام زمان دیگرگناه نکنیم-دلیل اصلی غیبت گناه ماست.
مهدویت امام زمان (عج)

رابطه خودشناسی و خداشناسی از نظر روایات

رابطه خودشناسی و خداشناسی از نظر روایات واحد دین واندیشه تبیان زنجان-

قرآن می گوید در این آسمانها و زمین نظر کنید، بروید هر چه هست بشناسید، ای انسان خودت را بشناس، جهانت را بشناس، خدایت را بشناس، زمانت را بشناس، جامعه و تاریخ خودت را بشناس. حتی آیه « یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم » " (مائده/105) ای اهل ایمان بر شما باد خودتان " مفسرین می گویند یعنی خودت را بشناس . در آیه معروف " ذر " نکته عجیبی در باب شناخت خود و خودشناسی هست اگر چه به صورت رمز مانند بیان شده است. می گوید: " « اشهدهم علی انفسهم »" (اعراف/172)؛ مردم را شاهد بر نفسهای خود گرفت. شهادت یکوقت ادای شهادت است که اول انسان چیزی را دیده، بعد می خواهد برای دیگران نقل کند و شهادت بدهد، و یکوقت یکی را می آورند برای اینکه اول ببیند و بعد شهادت بدهد. آن را می گویند " ادای شهادت " و این را می گویند " تحمل شهادت ". قرآن می گوید خدا خود بشر را به خودش ارائه داد ( البته این آیه از آیات فطرت است )، خودش را شاهد بر خودش گرفت، یعنی گفت خودت را ببین ! « اشهدهم علی انفسهم » تا بشر خودش را دید، خدا گفت: « الست بربکم؟ » آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: بله ، نمی گوید خدا خودش را به بشر ارائه داد بعد گفت آیا من پروردگار شما نیستم، می گوید بشر را به بشر ارائه داد و بعد گفت آیا من پروردگار شما نیستم. به چه مناسبت (این طور گفت؟) (آیا) این مثل این است که آقای زید را (به کسی) نشان بدهند بعد بگویند آیا عمرو را نمی بینی؟ نه ، این حساب دیگر است.

این قدر خدا با بشر نزدیک است ! اینقدر خودشناسی و خداشناسی با یکدیگر آمیخته است! می گوید بشر ! خودت را ببین، تا خودش را می بیند می گوید آیا من پروردگار تو نیستم ؟ تو خودت را ببینی مرا دیده ای، خودت را بشناسی مرا شناخته ای. جمله " « من عرف نفسه فقد عرف ربه » هر کس خودش را بشناسد خدا را شناخته است " از جملات معروف جهان است، قبل از اسلام هم این جمله گفته شده است، سقراط هم گفته است، در هند هم خیلی ها گفته اند ولی احدی به زیبائی قرآن بیان نکرده است.امیرالمؤمنین از این تعبیرات، زیاد در کلماتش هست، در کلمات پیغمبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم نیز هست، ولی به این زیبایی که در این آیه قرآن آمده احدی بیان نکرده است ، با آن لسان رمزآمیز قرآن: بشر را به بشر ارائه داد و گفت خودت را ببین، تا خودش را دید گفت مرا خوب می بینی؟ گفت: آری، تو را خوب می بینم. نمی گوید« من عرف نفسه فقد عرف ربه »: دو تا معرفت ردیف نمی کند: معرفت خودت، تا بعد از آن منتقل بشوی به معرفت خدا. این قدر این دو معرفت به هم نزدیک است که اگر این را ببینی آن را دیده ای. دیگران دو تا معرفت در کنار هم قرار داده اند، قرآن به یک تعبیر می گوید همان عرفان نفس کافی است، اگر عرفان نفس باشد عرفان رب هم هست. اینقدر عرفان نفس با عرفان رب یکی است! مثل نگاه کردن به آینه است. در عین اینکه آینه غیر از صورتی است که در آن است اما اگر آینه را ببینی نمی توانی صورت درون آن را نبینی.

این روایت را شیعه و سنى از رسول اللَّه (ص) نیز نقل كرده اند. و خود حدیث معروفى است. بعضى از علما گفته اند: این حدیث معرفت نفس را تعلیق بر محال نموده و امام علی (ع) مى خواهد بفرماید شناختن نفس محال است چنان كه احاطه علمى بر خداى تعالى داشتن محال است، و لیكن این سخن مردود است، اولا به دلیل اینكه در روایت دیگرى دارد:«اعرفكم بنفسه اعرفكم بربه»نفس شناس ترین شما خداشناس ترین شما است، ثانیا به دلیل اینكه حدیث مزبور در حقیقت عكس نقیض آیه شریفه:« وَ لا تَكُونُوا كَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْساهُمْ أَنْفُسَهُمْ ، حشر ، 19»: و همچون كسانى نباشید كه خدا را فراموش كردند و خدا نیز آنها را به «خود فراموشى» گرفتار كرد، آنها فاسقانند. نقیض جمله" فراموش كردند خدا را پس خدا نفس شان را از یادشان برد" این جمله است" فراموش نكردند خدا را پس خداوند هم نفس آنها را از یادشان نبرد یعنى عارف به نفس خود شدند" عكس این نقیض چنین است:" اینها عارف به نفس خود شدند و نفس خود را فراموش نكردند پس خدا را هم فراموش نكردند" و این همان مضمون روایت است . و نیز نقل شده كه فرمود: زیرك كسى است كه خود را بشناسد و اعمال خود را خالص كند « غرر الحكم خوانسارى ج 1 ص 297».و نیز در كتاب غرر و درر آمدی نقل شده است كه امام فرمود: از آن دو معرفت معرفت به نفس از دیگرى بهتر است « غرر الحكم خوانسارى ج 2 ص 25».

ظاهرا مراد امام از دو معرفت معرفت به آیات انفسى و آیات آفاقى است كه خداى تعالى فرموده:«سَنُرِیهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَیْ ءٍ شَهِیدٌ»: بزودى نشان شان مى دهم آیات آفاقى خود را و آیاتى كه در نفس خود آنها داریم تا اینكه روشن شود برایشان اینكه پروردگار حق است، آیا بس نیست براى روشن شدن حقانیت پروردگارت اینكه او بر هر چیز حاضر و شاهد است( سوره حم سجده آیه 53). و نیز فرموده:« وَ فِی الْأَرْضِ آیاتٌ لِلْمُوقِنِینَ. وَ فِی أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ»: و در زمین آیاتى است براى دارندگان ایمان و یقین و در نفسهاى خود شما، آیا هنوز نمى بینید( سوره ذاریات آیه 21). معرفت و سیر انفسى افضل از معرفت و سیر آفاقى است.و اما اینكه چرا معرفت و سیر انفسى از سیر آفاقى بهتر است شاید از این جهت باشد كه معرفت نفس عادتا خالى از اصلاح اوصاف و اعمال نفس نیست، بر خلاف معرفت آفاقى، توضیح اینكه: نافع بودن معرفت آیات بطور كلى براى این است كه معرفت آیات به خودى خود آدمى را به خداى سبحان و اسماء و صفات و افعال او آشنا مى سازد، و مى فهماند كه خداوند متعال زنده اى است فنا ناپذیر، و قادر دانایى است كه قدرتش مشوب به عجز و دانائیش آمیخته با جهل نیست، و اینكه خالق و مالك هر چیزى خداى تعالى است، اوست كه پرورش دهنده و مراقب اعمال هر فردى است، خلق را آفرید بدون اینكه حاجتى به آنها داشته باشد، و خلقتش صرفا براى این بود كه به هر یك از آنها به مقدار استحقاق و قابلیتش انعام كند، آن گاه در روز جمع و قیامتى كه در آمدنش شبهه اى نیست همه را جمع نموده، كسانى را كه بدى كرده اند به عمل بدشان جزا داده و كسانى را كه احسان كرده اند به نیكى پاداش دهد.

این مطالب و نظائر اینها معارفى است كه اگر آدمى به طور محكم و مستدل به آنها راه یابد به حقیقت و واقع زندگیش راه یافته و با كمال وضوح مى بیند كه زندگیش دائمى و پایدار و سعادتش جاودانى و همیشگى است، و آن طور كه به نظر اشخاص سطحى مى رسد فانى و ناپایدار و آن چنان كه آنان خیال مى كنند سرسرى و از روى هوس نیست، اینجاست كه آدمى به یك موقف علمى مواجه مى شود كه وى را در دنیا و آخرت به این حق یعنى به تكالیف و وظائفى كه نسبت به پروردگار خود و همچنین نسبت به همنوع خود دارد هدایت مى نماید، و اصولا از برخورد به این موقف علمى بوده كه جمیع طوایف بشرى حتى وحشى ها و صحرانشینان، سننى براى زندگى خود وضع كرده و یا از دیگران اخذ و اقتباس نموده و به آن ملتزم شده اند، و این بسیار روشن و جاى هیچ تردید نیست كه طوایف بشرى با اینكه در تشخیص نوع زندگى بعد از مرگ اختلاف دارند، لیكن عموما احساس كرده اند كه پس ازمرگ حیاتى سرمدى و جاودانه دارند، از همین جهت هر طایفه بر طبق سلیقه و استحسان خود بمنظور سعادت دادن به آن زندگى، سنت و مقرراتى براى خود معین و به آن پاى بند شده. آرى، حیاتى كه انسان براى خویش سراغ داشت او را به احساس حوایجى مناسب آن حیات وادار نمود، و در نتیجه به اعمالى كه عادتا متضمن رفع آن حوایج است هدایت شد و ناگزیر عمل روزمره خود را با آن اعمال كه همان سنت و دین است تطبیق داد.

روایاتى در باره معرفت نفس، و خدا شناسى از راه خود شناسى

در كتاب الدرر و الغرر از على (ع) روایت شده است كه فرمود: عارف كسى است كه نفس خود را بشناسد و او را آزاد سازد، و از هر چیزى كه دورش مى كند منزهش بدارد « غرر الحكم خوانسارى ج 2 ص 48».یعنى از اسیرى هواى نفس و بندگى شهوات آزادش كند. و نیز در كتاب مزبور از آن جناب روایت شده كه فرمود: بزرگترین جهل ها و جهل انسان است به نفس خویش « متن غرر الحكم ج 2 ص 88- 91.». و نیز فرمود: بزرگترین حكمت ها براى انسان نفس خود را شناختن است « متن غرر الحكم ج 2 ص 88- 91.». و نیز فرمود: از مردم هر كس كه بیشتر نفس خود را مى شناسد او از پروردگار ترسنده تر است « متن غرر الحكم ج 2 ص 88- 91.».جهتش این است كه چنین كسى به خداى خود بیشتر عالم و عارف است كما اینكه خداى سبحان فرمود:" إِنَّما یَخْشَى اللَّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءُ « سوره فاطر آیه 28»: از بندگان، تنها علما از خداى مى ترسند".

و نیز در كتاب مذكور از آن حضرت روایت مى كند كه فرمود: بهترین عقل انسان خودشناسى اوست. بنا بر این كسى كه خود را شناخت خردمندى یافت، و كسى كه نادان به نفس خود بود گمراه شد « غرر الحكم خوانسارى ج 2 ص 442». و نیز در كتاب مزبور از آن حضرت روایت مى كند كه فرمود: در شگفتم از كسى كه براى گمشده خود جار میزند، و از این و آن مى پرسد، در حالى كه خودش را گم كرده و در پى یافتن خود نیست « غرر الحكم خوانسارى ج 2 ص 442».





طبقه بندی:
برچسب ها: خودشناسی، خداشناسی، خدا، خود، شناخت، انسان،  
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 9 دی 1393 توسط دلسوختگان غیبت
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic